خرید بک لینک

من ...

تمام شده ام...

چقدر توضیح

قصه های ساده

سخت است!؟

امیلیا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

کاش دنیای اطرافم طور دیگری بود کاش سلول در سلول در خودم حبس نبودمکاش جای دیگردشتی دیگربهشتی دیگردیده در این جهان گشوده بودمنه اینجا نه در پناه مردانی که مرا جز تن ندیدند جز ضعیفه ای تنهاجز....شاید دی

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

زانوهایم را خم می کنم و بعد مثل کودکیم مثل دوسالگی ام مثل کودکی ام دستم را زیر چانه ام می گذارم و نگاه می کنم خیره خیره و بعد چشمهایم را بازو بسته می کنم می روم میان خطوط ذهنم میان آن همه حرف می گردم

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

مثل گرگها نگاه می کرد سرش پایین بود

چشمانش رو به بالا

سیاهی چشمانش در کاسه سرش داشت پنهان می شد

بخار غلیظی از دو سوراخ بینی اش متصاعد می شد

عرق گرمی کف دستانش نشسته بود

ودر خطوط ذهنش چیزی را تصور می کرد که من نمی دیدم

و آنگاه تمام قلب من در اندوهی جانکاه ایستاد

و آنگاه دیگر وجود نداشتم

و در لابلای خاطرات نیز مرده بودم...

امیلیا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد ؟

آیا دوباره باغچه ها را بنفشه خواهم کاشت ؟

و شمعدانی ها را در آسمان پشت پنجره خواهم گذاشت ؟

آیا دوباره روی لیوان ها خواهم رقصید ؟

آیا دوباره زنگ در مرا به سوی انتظار صدا خواهد برد ؟

به مادرم گفتم : ( دیگر تمام شد )

گفتم : ( همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد

باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم)

فروغ فرخزاد

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

آیا دوباره چشم باز خواهم کردآیا دوباره از خاک بر می خیزمآیا دوباره تورا خواهم دیدو بدون هیچ ترسی موهایم را باد با خود خواهد برددستهایم که از ترس می لرزیدآیا دوباره شاخه رزی را می گیردآیا دوباره چشمان

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

من اگر حوا بودم

وبارها که حوا بودم
با مرگ هابیلم
پایان می دادم این قصه پر غصه را
من اگر حوا بودم
به دل خاک می بردم هر روز زندگی را

من اگر حوا بودم...

امیلیا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

در این دنیا تک و تنها شدم منگیاهی در دل صحرا شدم من چو مجنونی که از مردم گریزدشتابان در پی لیلا شدم منچه بی اثر می خندمچه بی ثمر می گریمبه ناکامی چرا رسوا شدم منچرا عاشق چرا شیدا شدم منمن آن دیرآشنا ر

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

غباری از تردید و خرافه همه زندگی ام را پوشانده ودر مقابل حقیقت دردناکی مرا می سوزاند حال و روز این روزهای زندگی ام را دوست ندارم هرچه دنبال موجودی خیالی برای وصف می گردم در ذهنم نمی یابم من عاشق حقیقت

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

باورم نمی شود! باورت می شود؟ چشمان شادم غمگین ترین چشمان روی زمین شده است قلبم که سرشار از مهر محبت بود سردو سنگین می تپد و سکوت و دیگر هیچ، نگاه کن دنیا پر شده از سبزی از بهار از اردوی بهشت اما بدون

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:55

صفحه بندی